هر کسی استعداد یادگیری ریاضیات را دارد
ریاضیات هم مثل هر جنبه دیگری از شناخت آدمی هم دانش است و هم هنر. زمینه های "علمی" و "هنری"در هر موردی که با کار خلاقانه انسان سروکار دارد دیده می شود. اگر دانش را قابل آزمایش و هنر را نتیجه خلاقیت و استعداد خاص انسان بدانیم آن وقت معلوم می شود که در همه فعالیت های انسانی دانش و هنر به هم پیوسته است. تا آنجا که شما موسیقی را یاد می گیرید دانش است ولی از آنجا که می خواهید بیافرینید و چیزی تازه ارایه کنید هنر نام دارد. شما می توانید نت خوانی را یاد بگیرید و روش بدست گرفتن مثلا ویلون را بیاموزید و حتی می توانید در اثر تمرین و آزمایش بسیاری از آهنگهای موجود را بنوازید تا این جا با جنبه هایی از موسیقی سروکار دارید که دارای قانون است و بنابراین هر کسی می تواند دیر یا زود آن ها را فرا بگیرد ولی هر کسی که از این قانون ها آگاه شد هنوز آهنگساز و آفریننده نیست.از این جا است که هنر آغاز می شود و استعداد های هنری بروز می کند.
ای را هم بگویم هیچ معیاری وجود ندارد تا از ابتدا بتوان استعداد آفرینندگی را کشف کرد.چه بسیار کسانی که در توده های مردم وجود دارند و اگر با قانون های موسیقی آشنا می شدند و امکان های لازم را در اختیار داشتند می توانستند مو سیقیدان هنرمندی از آب درآیند.وضع در مورد ریاضیات هم به همین گونه است تا آنجای ریاضیات که به قاعده در آمده و زوایای گوناگون آن روشن شده است دانش است و برای هر کسی قابل دسترس ولی از آنجا که به مرز ناشناخته ای از ریاضیات بر می خوریم و نیاز به آفرینندگی دارد استعداد می خواهد و هنر.
(بر گرفته از مجله آشتی با ریاضیات سال هفتم مرداد ماه ۱۳۶۲ )